قصه پریان جنگل بلوط آغاز شده!

چند کلام از آنچه بر ما و بلوط گذشت!

جنگل بلوط و خاطرات آن

گاهی لازم است پیش از آنکه دوباره چیزی را آغاز کنیم، درباره جایی که از آن آمده‌ایم حرف بزنیم.

قبل از برگشتن بلوط، دلنوشته‌ای وجود دارد که خواندنش پیش‌درآمد این بازگشت است؛
سپس، ‌می‌توانیم بعد از یکسال و نیم به سراغ کالکشن جدید برویم.

پیش از آنکه سرتان را درد بیاورم،
ابتدا می‌خواهم از همه همراهان بلوط، از قدیمی ترین ‌آنها، تا آنان که به تازگی با ما آشنا شده‌اند قدردانی کنم.
به راستی که خودتان نمی‌دانید، اما معجزه روزهای تاریک بلوط هستید.


جنگل بلوط از دی ماه 1404، فعالیت خود را به طور کامل متوقف کرد.

بعد از آن، هیچ دلیلی برای بازگشت پیدا نمی‌شد.
 بی رودربایستی بگویم،
میخواستم سایت تازه متولد شده را که تنها یک روز از ریدیزاین آن می‌گذشت، به کل از بین ببرم و برای همیشه خداحافظی کنم.

تمام هزینه‌ها در کوتاه ترین زمان به شدت بالا رفتند،
من با خود عهد کرده بودم ذره‌ای از کیفیت کم نشود که هیچ، آیتم‌ها فوق العاده تر از قبل شوند!
وب سایت بلوط در قطعی اینترنت از دسترس خارج شد و کاغذهای موردعلاقه مان کمیاب شدند؛
دیگر ادامه دادن چه معنی می‌توانست داشته باشد؟
و یک جمله دائما در ذهن من تکرار می‌شد؛

آیا من بعد از تمام این‌ها هنوز هم می‌توانم برگردم و از زیبایی‌ها با همراهان جنگل بلوط سخن بگویم؟
زمانیکه هیچ چیز زیبایی برای زندگی کسی که خالق جنگل بلوط است هم پیدا نمی‌شود!

حضور شما یاری بخش بود، درست مثل همیشه…

هر چقدر هم که آرام و بی صدا بودید، در روزهای خشم، در روزهای غم، در روزهای بدون احساس…
می‌دانستم که آنجایید. همین مرا مجبور به ادامه دادن می‌کرد.

حالا پاییز 1405 است و تقریبا یکسال می‌گذرد.
یک روز دیگر اینجاست و من به تماشای گنجشکانی که دیگر در شهر نیستند، نشسته‌ام.
دقیقا نمی‌دانم چه روزهایی در انتظار من و توست؛
اما باور دارم در انتهای وجودمان، نوری پیدا می‌شود که نجات دهنده روزهای ناامیدی ماست.
از جنس تاریخ است؟ از جنگل‌های بلوط است یا از این خاک؛ نمی‌دانم…!
اما بی شک بدون آن نور که سالیان سال است در دل همه ما شعله می‌کشد،
هیچ زمستانی دوام آورده نمی‌شود.


پس، این را می‌نویسم تا بگویم
بعد از تمام ناامیدی‌ها، شاید:

“یک قصه دیگر هم می‌تواند نوشته شود”

قصه‌ای که دیگر بلوط‌ها در آتش، خاکستر نشوند.
قصه‌ای که آسمانش خفاش‌های پیر نداشته باشد.
و جنگل بلوط با همان نوری که نمی‌دانم سرمنشا کدامین لحظه از تاریخ این سرزمین است، برمی‌گردد؛

چرا که در این قصه، ما عقب نخواهیم ایستاد.

هنوز هم باور کردنی نیست که تا چه اندازه با روزهای گذشته فرق کرده‌ایم، اما این را بدانید که جنگل بلوط، ماهیلا و اهالی آن، همگی همراه این سرزمین‌اند.

که یک نفر هم باید باشد که از نور بگوید.
از زیبایی، از آنچه به آن خواهیم رسید…


پس چراغ بلوط روشن می‌شود،
با همان چیزی که همیشه برایمان مهم بوده:
خلق جهانی که وقتی روزگار کمی سخت می‌شود، بتوانیم برای چند دقیقه به آن پناه ببریم.

در مجموعه قصه پریان | پاییز 1405،
تلاش من بر این بود که تک تک داستان‌ها بتوانند با یک دل نه چندان خوش همراهی کنند.
هر جزئیات قصه‌ای برای گفتن و به درستی، همراه شما باشد!
از یک کارت پستال تا ست هدیه محبوب مان که مدت‌ها سراغش را می‌گرفتید! – حالا در وجود همه آنها یک سرزمین غمگین اما استوار وجود دارد.

اکنون که در حال نوشتن این نامه برایتان هستم، باران می‌آید. البته خیلی کم! به قدری نیست که بتواند حال یک دل غم‌دیده را خوب کند. غم همچنان بر دل نشسته است؛
اما در جنگل بلوط،
غم بهانه‌ای می‌شود برای روایت یک زندگی دوباره…

بیایید بار دیگر دستمان را به یکدیگر بدهیم و باز هم از نور بگوییم،
که ما تاوان تاریکی را در شب‌های سرد زمستان داده‌ایم.

 تا آنجا که داستان ما ادامه دارد،
جنگل بلوط همراه و دوستدار شماست.

به امید یک روز خوب،
به امید روزی که قصه این سرزمین به نور نوشته شود.
از طرف : نورا – خالق جنگل بلوط

21 پاسخ

  1. بسیار زیبا و دلنشین بود جنگل بلوط عزیزم😍 بسیار دوستتان دارم و از این که جان تازه گرفته اید و برگشتن اید بسیار مسرورم🤍✨🪄

  2. در میان زمستان سرد و سخت و تاریکِ دیگر همواره جاری در مُلک ایران، خلق نور ، حال از هر منشأ و با غایتی نیک، مایه ی خرسندی و التیام آلام روح های مجروح از پادشاه شب بی رحمی هاست، آمدن و سر برآوردن دوباره ی جنگل بلوط پر رونق ، ماندنی و پر امید🌱

  3. چقدر بگم گریه آور و زیبا بود؟ هر چقدر بگم کم گفتم!!!!!!
    و من شدیدا منتظر لانچ تون هستم 🙁 موهایم سفید شد بس که انتظار کشیدم

    1. پگاه عزیز، ما تمام تلاشمون رو می‌کنیم تا کالکشن پاییزی تا دو روز آینده روی سایت قرار بگیرد. ممنون که در تمام این روزها همراه جنگل بلوط هستید

  4. به قدری زیبا می‌نویسید ادم میمونه کجای جنگل بلوط رو دوست داشته باشه؟ محصولات و دفترها رو یا نوشته ها و عکس ها رو🥹

  5. سلام نورا جان
    ما بی صبرانه منتظر کالکشن پاییزیم🥹
    میشه لطفا یک روز مشخص تعیین کنین ؟
    فقط دو سه روز فرصت دارم 😔

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *