قصه پریان جنگل بلوط آغاز شده!

قصه جنگل بلوط

تصویر قدیمی و شاعرانه با الهام از طبیعت جنگل بلوط

برند جنگل بلوط از دل آرامش متولد نشد!
از جایی جان گرفت که تاریکی آسمان را بلعیده بود
و بلوط‌ها، درست مثل همیشه
بی صدا می‌سوختند.

و زاگرس…!
جنگلی که مجموعه‌ای از درختان سالخورده نبود؛

خانه بود. پناه بود
و ریشه اصالت این سرزمین!

آتش آمد، آتش سال‌ها تکرار شد،
در کنار سوختن این سرزمین، چیزی در جان ما را نیز به آرامی سوزاند.

شاید تقریبا همین حوالی بود که
سرزمینی دیگر در دلمان شکل گرفت؛
برای پرسیدن اینکه:
اگر تاریکی و آتش نمی‌خواهند راه خودشان را از میان روزگارِ سبزمان بردارند،
چه کاری از ما برمی آید که بی تفاوتی نباشد؟

جنگل بلوط، آن پاسخ عجولانه نبود‌.
یک واکنش احساسی هم نه..!

جنگل بلوط آمد تا یادآوری کند،
بعضی چیز‌ها نباید به فراموشی سپرده شود!

تا یادمان باشد،
نه جنگل میتواند فراموش شود.
نه ریشه ها، نه گذشته و تاریخِ کهن
و نه لمس آرام زندگی.

جنگل بلوط از آغوش زاگرس و بلوط‌های ایران‌زمین خلق شد؛
تا دنیایی باشد
برای باور به نور و زیبایی،
ایمانی شود به دست هایی که می نویسند و
لحظه‌ای باشد برای گم شدن هیاهوی روزها.

ما باور داریم چیزهای ماندگار،

از مراقبت‌های آرام و پیوسته،
و از قلب‌های با اصالت شکل میگیرند.
جنگل بلوط تلاشی سبز و عزیز
برای زنده نگه داشتن همین مراقبت است.

فکر میکنم جنگل بلوط شاعرانه ترین اتفاق زندگی من است،
این سرزمین سبز و همیشه روشن، مدت‌ها در روح من پنهان شده بود!

نورا – خالق بلوط

و اگر هنوز دلتان برای بلوط‌ها،
برای جنگل
و برای تمام زیبایی ها می سوزد،

اگر صبر کردن را فضیلت میدانید و باور دارید هر انتخاب کوچک می‌تواند معنایی بزرگ داشته باشد،

شما به تازگی این سرزمین را پیدا نکرده اید؛
شما از همان ابتدا،
بخشی از قصه جنگل بلوط بوده اید…!


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *